سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

211

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و خلاصه كلام آنكه در اين مسئله فرضى نمىتوان پيدا كرد كه از جميع جهات صحيح بوده و به اطلاق عبارت بتوان عمل نمود بلكه على كلّ حال نياز به تقييد وجود دارد زيرا اگر بگوئيم مقصود از [ حدّ ] معنائى استكه شامل تعزير مىشود حكم مصنف به اينكه در مقدار به معزّر رجوع بايد شود صحيح نيست مگر آنكه مقصود از حدّ يكى از تعزيرات مقدّره باشد . البته اين توجيه زمانى وجيه است كه اوّلا مقرّ يك بار اقرار نموده و ثانيا تعداد تازيانه‌ها قبل از اينكه به هفتاد و پنج‌تا برسد از زدن و ادامه آن نهى كند . و اگر دو مرتبه اقرار نمود حق ندارد بيش از هشتاد تازيانه به او بزنند و اگر چهار بار اقرار كرد مىتوانند تعداد تازيانه را بصدتا برسانند بلكه ممكنست قائل شويم كه زائد بر آن نيز جايز است و دليلش همانست كه قبلا ذكر شد يعنى ممكن است كه وى در مكان يا زمان شريفى عمل فحشاء را مرتكب شده باشد . و از تمام اين تفاصيل و ايرادات كه بگذريم ممكن است مقرّ وقتى مكرّر اقرار نمود قصدش تأكيد يك حدّ بوده كما اينكه احتمال دارد غرضش تأسيس و براى هرگناهى كه نموده يك اقرار كرده باشد از اين‌رو به صرف اينكه چهاربار اقرار كرد نمىتوان گفت مقصود او اقرار به زناء است بلكه ممكن است مرادش اقرار به چهار معصيت باشد كه براى هركدام تعزيرى عليحده و مستقل ثابت است يا احيانا هركدام در شرع انور داراى حدّى مىباشند كه وى آنها را بطور ابهام و غير ظاهر مورد اقرار قرار داده . پس در مورد تكرار اقرار هم احتمال تأكيد وجود دارد و هم تأسيس البته بمقتضاى قاعده مشهور بهتر است اقارير مكرّره را بر تأسيس حمل